جیانگ زمین؛ مردی که چینِ شی را ساخت | مبدع کمونیسم سرمایهداری و پدرخوانده چین مدرن کیست؟

رویداد۲۴ | مرگ او در ۳۰ نوامبر ۲۰۲۲ توجه چندانی را به خود جلب نکرد. امروزه خاطرات مربوط به جیانگ زمین رنگ باخته است، بهویژه در سایه آنچه شی جینپینگ امروز با چین و قدرت در اختیارش انجام میدهد. با این حال، این جیانگ بود که چین را به شکلی پایه ریزی کرد که «شی» اکنون تنها آن را توسعه میدهد؛ ترکیبی از کمونیسم با آسیبهای سرمایهداری.
جیانگ زمین؛ نمایشی از تخصص در همهچیز
«فنگتو جوانجیا» (به معنای متخصصی که در همهچیز خودنمایی میکند)؛ لقبی بود که ساکنان «جونگنانهای» مخفیانه برای توصیف جیانگ زمین به کار میبردند. جانشین دنگ شیائوپینگ بدون شک در زمانی که عالیترین مناصب دولتی را در اختیار داشت، عاشق جلب توجه بود. اندرو ناتان و بروس گیلی در کتاب «حاکمان جدید چین: پروندههای محرمانه» مینویسند: «او چینیِ ماندارین خود را با کلماتی از زبانها و لهجههای دیگر مانند روسی، انگلیسی، کانتونی و شانگهایی میآراست و گاهی جملاتی به اسپانیایی یا رومانیایی نیز به کار میبرد.»
این دو چینشناس آمریکایی از دانشگاههای کلمبیا و پرینستون در اثر خود میافزایند: «وقتی به منطقهای سفر میکرد، لشکری از محافظان و همراهان او را احاطه میکردند. اگر برای صحبت با رهگذری توقف میکرد، بیشتر شبیه به سخنرانی او بود تا گوش دادن به حرفهای آن شخص. بسیاری از رهبران دیگر چین با خویشتنداری بیشتری تربیت شده بودند و سبک جیانگ را اغراقآمیز و اسرافکارانه میدانستند.»
جاناتان فنبی نیز در اثر قطور خود «چین: سقوط و تولد دوباره یک قدرت بزرگ» او را اینگونه توصیف میکند: «چندزبانه، خوشمشرب و تنومند؛ او همیشه شبیه مردی بود که میدانست چگونه از هر ارتقای شغلی در سلسلهمراتب حزبی برای گام بعدی به جلو استفاده کند. او که به عنوان علاقهمند به شعر و موسیقی چینی شناخته میشد، عاشق موسیقی غرب نیز بود؛ از بتهوون گرفته تا خواندن آهنگهای الویس پریسلی در کارائوکه. او سلیقهای جهانی از خود نشان میداد، حتی اگر در مراسمهای دولتی شبیه به یک عروسک خیمهشببازی تپل با موهایی که به رنگ سیاه استاندارد رنگ شده بودند، به نظر میرسید.»
بیشتر بخوانید:
برژینسکی کیست؟ | شطرنجبازی که شوروی را کیش و مات کرد و در ایران به بنبست خورد
شی جین پینگ کیست؟ | ۱۳ سال در رأس هرم قدرت چین مدرن
بهرغم اینکه او کیش شخصیت را در چین احیا کرد، پارادوکس زندگیاش این بود که سالهای پایانی عمر را دور از نورافکنهای سیاسی سپری کرد. استیون موشر، چینشناس آمریکایی، معتقد است: «در حالی که دنگ شیائوپینگ به عنوان یک نایبالسلطنه بر چین حکومت میکرد، جیانگ ترجیح میداد هیچکس شک نکند که چه کسی بر تخت اژدها تکیه زده است.» با این حال، او بود که چین را در مسیر دستیابی به جایگاه یک ابرقدرت جهانی قرار داد.
یک مهندس برق کمادعا، اما سختکوش
جیانگ زمین که متولد ۱۹۲۶ بود، دلایل شخصی و سیاسی بسیاری برای وفاداری به حزب کمونیست داشت. او نماینده نسل سوم کمونیستهای چین بود؛ نسلی که هرجومرج دوران «کومینگتانگ»، تهاجم ژاپن و به قدرت رسیدن مائو تسهتونگ را به چشم دیده بود. او تحصیلات مهندسی برق خود را در سال ۱۹۴۷ به پایان رساند و تقریباً در همان زمان به عضویت حزب درآمد.
در دهه ۱۹۵۰، او مدتی را در اتحاد جماهیر شوروی سپری کرد تا در کارخانههای خودروسازی تجربه کسب کند و در کنار آن به تحصیل اقتصاد بپردازد. پس از بازگشت به چین، او پلههای ترقی را در صنعت خودروسازی و موسسات تحقیقاتی طی کرد. در سال ۱۹۶۶، هنگامی که در ووهان بود، «انقلاب فرهنگی» مائو آغاز شد؛ جریانی که منجر به پاکسازی بسیاری از روشنفکران و مقامات حزبی از جمله پدر شی جینپینگ شد. اما جیانگ ۴۰ ساله توانست از این مهلکه جان سالم به در ببرد. او حتی در دوران اوج آشوبهای انقلابی، به عنوان بخشی از ماموریت چین برای ساخت کارخانههای خودروسازی به رومانی اعزام شد.
کارگزار خوب و وفادار به خط حزب
باز شدن درهای چین به روی جهان که در اواخر دوران مائو آغاز شده بود، به نشان تجاری دوران دنگ شیائوپینگ تبدیل شد. در سال ۱۹۷۹، جیانگ به معاونت دو کمیسیون ویژه تجارت و سرمایهگذاری خارجی منصوب شد. به گفته تحلیلگران، او این موفقیت را مدیون «گوانشی» شبکه ارتباطات و پارتیبازی بود. در سال ۱۹۸۵، او شهردار شانگهای شد.
منتقدان میگویند جیانگ در دوران شهرداری شانگهای با فقدان ابتکار عمل و تکرار کورکورانه مواضع حزب شناخته میشد. شاید به همین دلیل بود که تنها دو سال در آن سمت ماند و در سال ۱۹۸۷ رئیس حزب در شانگهای شد و به دفتر سیاسی راه یافت که یک ارتقای شغلی مهم محسوب میشد.
در سال سرنوشتساز ۱۹۸۹ و در پی اعتراضات میدان تیانآنمن، ورق برای او برگشت. در حالی که رهبران حزب از «ژائو زیانگ» (دبیرکل وقت) به دلیل نرمش در برابر دانشجویان ناراضی بودند، جیانگ زمین به عنوان جایگزین او انتخاب شد. کارشناسان معتقدند محافظهکاری او در مهار دانشجویان شانگهای و وفاداریاش به خط مشی حزب، عوامل اصلی صعود او به قله قدرت بودند.
همانند مائو، اما مهربانتر
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که بازدیدهای میدانی و گفتوگوهای نمایشی او با مردم، سناریوهایی طراحیشده برای بازسازی چهره یک «رهبر مردمی» بر اساس الگوهای دوران مائو بود. استیون موشر مینویسد: «جیانگ کیش شخصیت را تبلیغ میکرد و همیشه در اخبار شبانگاهی حضور داشت؛ در حالی که به شانه سربازان در تبت میزد یا به روستاییان فقیر هدیه میداد.» حتی شنا کردن او در سواحل مکزیک در برابر دوربینها، یادآور شنای مشهور مائو در رودخانه یانگتسه بود.
حزب تحت رهبری او، به روی کارآفرینان جدید باز شد، اما همزمان او با «پنج نه» بزرگ (نه به انتخابات آزاد، نه به سیستم چندحزبی، نه به تفکیک قوا و...) میخ قدرت حزب را محکمتر کرد. پروفسور بوگدان گورالچیک معتقد است در دوران جیانگ، چین به جای روح پرشور کمونیستی مائو، بیشتر به سمت نوعی کنفوسیوسگرایی پدرسالارانه و سنتهای دوران امپراتوری بازگشت.
در دوران او، هزینههای نظامی به شدت افزایش یافت، سیاست انزوای تایوان تشدید شد و چین با تهاجم اقتصادی وارد بازارهای آفریقا و آسیا شد. همچنین توسعه فناوری به هر قیمتی، حتی از طریق جاسوسی صنعتی به اولویت اصلی تبدیل شد. ریچارد مکگرگور، خبرنگار فایننشال تایمز، مینویسد جیانگ کنترل کامل این بخش را در دست داشت و وفاداران خود را در پستهای کلیدی گماشت. خانواده او نیز از این نمد کلاهی بزرگ برای خود ساختند؛ بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، خانواده جیانگ در شرکتهایی همچون نوکیا، مایکروسافت و استودیو دریمورکس سهام داشتند.
کنارهگیری از قدرت، در حالی که آن را حفظ کرده بود
جیانگ میتوانست در سال ۲۰۰۲ حکومت خود را به صورت نامحدود تمدید کند، اما تصمیم گرفت کنار برود. با این حال، او صندلی را ترک کرد ولی نمیخواست نفوذش را از دست بدهد. او سمت ریاست کمیسیون نظامی را تا سال ۲۰۰۴ حفظ کرد و گروهی از وفاداران خود را در بدنه قدرت باقی گذاشت. جانشین او، «هو جینتائو»، سالها وقت صرف کرد تا بتواند به تدریج مهرههای جیانگ را از ساختار قدرت حذف کند.
جیانگ برای یک دهه دیگر در مراسمهای رسمی در کنار رهبران بعدی مینشست، هرچند مشخص بود که دیگر نفوذی ندارد. در آگهی ترحیم رسمی، مقامات پکن او را «رهبری بزرگ، مارکسیست برجسته، انقلابی پرولتری، دولتمرد، استراتژیست نظامی و دیپلماتی آزموده» نامیدند؛ عنوانی بسیار پرطمطراق برای کسی که کارش را به عنوان یک مهندس برق ساده آغاز کرده بود.

